محمد حسينى همدانى نجفى

6

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

از آنها و تشخصات مفصل هر يك پس از ديگرى در ماده خارجيه سفلى پس از اينكه در صحايف علوى عقلى مقدر بوده‌اند و نفوس قدسيه و نيروهاى غيبى و مدبرات آنها را تدبير نموده‌اند . و مفاد آيه ( وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ) اين است كه خزائن غيبى و كليات و صورتهاى موجودات كليه و جزئيه بىنهايت در عالم غيب ثابت و در صحائف علوى ثبت و مستقر بوده و بتدريج در زمان به صورت موجودات مادى زمانى هر يك پس از ديگرى بوجود آمده و در نظام طبع تحقق خواهند يافت . بر تقدير اول تقرير اشكال اين چنين است نظر باينكه ساحت كبريائى قضاء و حكم فرموده و امر صادر نموده بصدور همه افعال بشر از مسير و مواقف آنها لا محاله هر يك از افراد بشر مجبور خواهد بود در باره افعالى كه صادر مىشود بنا بر اين اعمال صالحه استحقاق ثواب نداشته و گناهان قابل عقوبت نيز نخواهد بود هم‌چنانكه فعل اكراهى و اجبارى شايسته عقوبت نخواهند بود . تقرير جواب و پاسخ از اين شبهه آنست كه امر و نهى ساحت كبريائى مبنى بر الزام و تهديد و تخيير و تخدير است بدون اينكه در آن شائبه اجبار و يا اكراه باشد بلكه بطور بداهت اختيار بشر در هر مورد محفوظ خواهد بود زيرا حقيقت قضاء بر اين تقدير نيز اعلام و تنفيذ و جلب توجه بوده است مانند آنست كه گفته شود چنانچه هر كه اعمال صالح بجا آورد مستحق اجر و ثواب خواهد بود و هر كه مرتكب گناهان و محرمات شود مستحق عقوبت خواهد شد . و طريق ديگر براى رفع شبهه آنست كه بر تقدير اينكه مراد از قضاء همانا علم ازلى و ايجاد صورتهاى علمى كلى و جزئى بىنهايت است تقرير شبهه آنست كه نظر باينكه همه افعال صادر از بشر مورد قضاء و نيز مورد تقدير الهى قرار گرفته بوده است و هر يك مقدر به زمان و مكان مخصوصى و بتدريج مقدر شده كه بوجود بيايند و بالاخره مكتوب در باره بشر است و در عوالم سابق و عالم قضاء ثابت و مستقر